السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
28
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
يك فرد جبّار و سركش هستى و نمىخواهى كه از اهل صلاح باشى ، مأمون گفت : خداوند تو را جزاى خير دهد ، اى ابا الحسن ! امّا معنى قول موسى كه به فرعون گفت : ( من آن عمل را انجام دادم در حالى كه من از گمراهان بودم [ 1 ] ) چيست ؟ امام رضا ( ع ) فرمود : وقتى كه موسى به نزد فرعون آمد ، او به موسى گفت : تو عملى را كه نبايد ، انجام دادى و از كافرين نسبت به من بودى . موسى گفت : من آن عمل را در حالى انجام دادم كه از راه خود به شهرى از شهرهاى شما گم گشته بودم ، پس از شما و شهرتان فرار كردم ، چون مىترسيدم ، ولى پروردگارم به من حكم اعطا كرد و مرا از پيامبران قرار داد . و اينجا ( ضال ) در همان معنايى است كه خداوند عزّ و جلّ به پيامبر ما محمد ( ص ) فرمود : ( آيا ما تو را يتيم نيافتيم و پناهت نداديم و تو را ضال نيافتيم و هدايت نكرديم ؟ [ 2 ] ) يعنى تو را تنها يافتيم ، پس مردم را بسوى تو فرا خوانديم و تو را در ميان قومت ناشناس و مجهول القدر يافتيم ، پس آنها را به معرفت تو هدايت كرديم و تو را عائلهمند يافتيم پس تو را بىنياز نموديم ، منظور از غنا اين است كه دعاى تو را مستجاب قرار داديم ، مأمون گفت : آفرين بر تو اى پسر رسول خدا ( ص ) پس معناى قول خداوند عزّ و جلّ چيست كه فرمود : ( آن زمان كه موسى به ميقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، موسى گفت : پروردگارا خودت را به من بنما تا من به تو بنگرم ، فرمود : هرگز مرا نخواهى ديد [ 3 ] ) . چگونه جايز است كه كليم اللَّه موسى بن عمران نداند كه خداى متعال قابل رؤيت نيست تا چنين درخواستى را بنمايد ؟ پس آنگاه امام رضا ( ع ) فرمود : موسى كليم اللَّه مىدانست كه خداى متعال عزيزتر از آنست كه با چشم سر مشاهده شود ولى زمانى كه خداوند با موسى سخن گفت و او را به خود نزديك نمود و با وى نجوا كرد ، او به سوى قومش بازگشت و به آنان اين امر را خبر داد ، قومش به او گفتند : ما به سخن تو ايمان نمىآوريم تا وقتى كه كلام او را بشنويم ، همانطور كه تو شنيدى و قوم موسى هفتصد هزار مرد بودند كه
--> [ 1 ] سوره شعراء ، آيه 20 . [ 2 ] سوره ضحى ، آيه 8 - 6 . [ 3 ] سوره اعراف ، آيه 143 .